چهارشنبه , سپتامبر 28 2022

تهدید

  
 
 

تهدید

روزی شيوانا متوجه شد که باغبان مدرسه خیلی غمگین و ناراحت است.نزد او رفت و علت ناراحتی اش را جویا شد.
باغبان که مردی جاافتاده بود گفت: راستش بعدازظهرها که کارم اینجا تمام می‏شود ساعتی نیز در آهنگری پای کوه کار می‏کنم.
وقتی هنگام غروب می‏خواهم به منزل برگردم هنگام عبور از باریکه‏ای مشرف به دره جوانی قلدر سرراهم سبز می‏شود و مرا تهدید می‏کند که یا پولم را به او بدهم و یا اینکه مرا از دره به پائین پرتاب می‏کند.
من هم که از بلندی می‏ترسم بلافاصله دسترنجم را به او می‏دهم و دست خالی به منزل می‏روم.امروز هم می‏ترسم باز او سرراهم سبز شود و باز تهدیدم می‏کند که مرا به پائین دره هل دهد!
شیوانا با تعجب گفت: اما تو هم که هیکل و اندامت بد نیست و به اندازه کافی زور بازو برای دفاع از خودت داری!
پس تنها امتیاز آن جوان قلدر تهدید تو به هل دادن ته دره است. امروز اگر سراغت آمد به او بچسب و رهایش نکن. به او بگو که حاضری ته دره بروی به شرطی که او را هم همراه خودت به ته دره ببری! مطمئن باش همه چیز حل می‏شود.
روز بعد شیوانا باغبان را دید که خوشحال و شاد مشغول کار است.
شیوانا نتیجه را پرسید.
مرد باغبان با خنده گفت: آنچه گفتید را انجام دادم. به محض اینکه به جوان قلدر چسبیدم و به او گفتم که می‏خواهم او را همراه خودم به ته دره ببرم، آنچنان به گریه و زاری افتاد که اصلا باورم نمی شد. آن لحظه بود که فهمیدم او خودش از دره افتادن بیشتر از من می‏ترسد. به محض اینکه رهایش کردم مثل باد از من دور شد و حتی پشت سرش را هم نگاه نکرد.
شیوانا با لبخند گفت: همه آنهایی که انسان ها را تهدید می‏کنند از ابزارهای تهدیدی استفاده می‏کنند که خودشان بیشتر از آن ابزارها وحشت دارند.
هرکس تو را به چیزی تهدید می‏کند به زبان بی زبانی می‏گوید که نقطه ضعف خودش همان است.
پس از این به بعد هر گاه در معرض تهدیدی قرار گرفتی عین همان تهدید را علیه مهاجم به کار بگیر.می‏بینی همه چیز خود به خود حل می شود.

سخن روز
شجاعت یعنی: بترس، بلرز، ولی یک قدم بردار

درباره ایران یوگا

پیشنهاد ما به شما

کسب و کار درجه یک علی آقا

 

0 0 رای ها
Article Rating
اشتراک در
اطلاع از
guest

0 Comments
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها
0
افکار شما را دوست داریم، لطفا نظر دهید.x