یکشنبه , دسامبر 4 2022

گردونه های انرژی

 

در دوران ها وتمدن هاي مختلف، انسان ها هميشه در پي يافتن قدرت هاي دروني خويش بوده اند و همواره کوشيده اند تا به روش هاي گوناگون بر توانايي جسماني،روحي و رواني خويش بيفزايند. اين امر در نقاط مختلف دنيا منجر به بروز و ظهور آيين ها و باورهاي گوناگوني شده که هرکدام در نوع خود جالب توجه و قابل بررسي هستند. در دنياي شرق در منطقة وسيعي که از شبه قارة هند تا چين گسترده شده، در دوران باستان، متفکران و انديشمنداني مي زيستند که تمام عمر خود را صرف انديشيدن به انرژي هاي بدن و بهره گيري از آن ها در جهت حفظ سلامت و بهروزي کردند. به اعتقاد آن ها بدن انسان علاوه بر بدن فيزيکي داراي انرژي هاي نامحسوسي است که چرخش و جابه جايي آن ها سلامتي و بيماري را در بدن رقم مي زند و از اين طريق، از سويي با ذهن و روح انسان و از سويي ديگر با بدن فيزيکي در ارتباط دائم است. ورود اين انرژي هاي ظريف به بدن و خروج آن ها از بدن، در نقاطي شبيه به گرداب صورت مي گيرد که چاکرا نام دارند. چاکراها مراکز اصلي انرژي نامحسوس بدن هستند که بسته به ويژگي هاي انرژيکي(فعال) و موقعيتي که در بدن دارند، عميقاً با سلامتي انسان در ارتباط هستند. گفتار مختصري که پيش روي شماست، چکيده اي است از کتابي به نام «گردونه هاي انرژي» که با موضوع چاکراها و ويژگي هاي منحصربه فرد آن ها نوشته شده است و مي تواند منبع جامع و کاربردي در شناخت بهتر چاکراها باشد.

انرژي نامحسوس
امروزه با پيشرفت علم، محققان پي برده اند که انرژي هاي زيستي بدن انسان منحصر به بدن فيزيکي نمي شود و انرژي هاي ظريف تر و نامحسوس تري در انسان جريان دارد. ما انسان ها علاوه بر بدن فيزيکي، انرژي هاي زيستي ظريفي در پيرامون خود داريم. در اطراف بدن هر انسان، يک ميدان انرژي الکترومغناطيسي ضربان دار وجود دارد که به شکل يک هالة رنگين کمان مانند يا يک بدن نوراني درخشان توصيف شده است. اين ميدان انرژي نامحسوس در مارپيچ هاي متمرکز انرژي، مثل گرداب، جريان مي يابد و از اين طريق با بدن فيزيکي ما در تعامل است. در آموزه هاي يوگا اين مراکز انرژي مارپيچي با نام چاکرا شناخته مي شوند که واژه اي سانسکريت است به معني «چرخ انرژي».
ازآن جاکه همة انرژي ها قابل رؤيت نيستند، ميدان انرژي زيستي بدن، نامحسوس و نامرئي است. اما به ندرت افرادحساسي هم يافت مي شوند که مي توانند اين انرژي هاي ظريف را در اطراف بدن مشاهده کنند و البته اعتقاد روان شناسان بر اين است که کودکان قادرند اين انرژي ها را در اطراف انسان ببينند. برطبق مشاهدات، اين ميدان انرژي به شکل هاله اي رنگين، بدن را احاطه کرده و براساس شرايط جسمي، احساسات و رشد معنوي فرد، رنگ هاي درون آن متغير و متفاوت است. اين رنگين کمان از ذرات انرژي تشکيل شده که با فرکانس هاي متفاوت نوسان پيدا مي کنند و نور رنگي ايجاد مي کنند. در سنت يوگا اعتقاد بر اين است که افرادي که به طبيعت احترام زيادي مي گذارند، اين شانس مي يابند که اين هالة نوراني را بر بدن انسان ببينند.
در طول تاريخ، فرهنگ هاي مختلف در سرتاسر دنيا به وجود ميدان انرژي بدن آگاه بودند و مي توان ردپاي اين باور را در سنت هاي چين و هند، مصر و يونان و حتي آمريکاي جنوبي جستجو کرد. بعدها وجود انرژي هاي زيستي در اطراف موجودات زنده با کشف روش هاي علمي از جمله عکس برداري کرليان و الکترونوگرافي ثابت شد و دانشمندان توانستند تصاويري از وجود انرژي بيوالکتريکي (يا به تعبير يوگا، پرانا؛ انرژي حياتي کائنات) را ثبت کنند. امروزه دانشمندان مي توانند ميدان الکترومغناطيسي نزديک به پوست را اندازه گيري کنند و معتقدند که اين ميدان به صورت يک نور طلايي بسيار زيبا در اطراف بدن مشاهده مي شود. علاوه براين ميدان الکترومغناطيسي، يک ميدان ظريف تر انرژي به صورت يک بدن درخشان (با فرکانس هاي بالاتر) از بدن به سمت بيرون امتداد مي يابد که گاهي تا 9 متر گسترده مي شود.

در فاصلة سال هاي 1930 تا 1950 تحقيقات علمي دکتر ويلهلم ريچ وجود ميدان هاله اي و ارتباط آن با چاکراها (به عنوان گرداب هاي انرژي) را نشان داد و اکنون محققان پذيرفته اند که ميدان انرژي بدن ماتريسي است که سلول هاي بدن فيزيکي بر روي آن رشد مي کنند. با توجه به اينكه انرژي هاي اين ميدان هرچه از بدن فاصلة بيشتري مي گيرند، فرکانس هاي متفاوت تري مي يابند و تند تر و ظريف تر مي شوند، مي توان اين ميدان را به صورت لايه هايي توصيف کرد که جنس انرژي آن ها به مراتب ظريف تر و لطيف تر مي شود و رنگ هاي متفاوتي ايجاد مي کند. در سنت يوگا هرکدام از اين لايه ها با نام خاصي معرفي مي شوند که عبارتند از بدن اتريک، بدن عاطفي، بدن ذهني، بدن ذهني برتر، بدن معنوي، بدن سببي و بدن کتريک.

مسيرهاي انرژي
در سنت يوگا اعتقاد بر اين است که جريان انرژي در بدن انرژيکي از مسيرها و کانال هاي مشخص عبور مي کند که به آن ها نادي مي گويند و نيروي حياتي يا پرانا از اين طريق در تمام بدن جريان مي يابد. نخستين نادي بدن که در راستاي ستون فقرات قرار دارد سوشومنا نام دارد و چاکراهاي اصلي مثل جواهراتي روي آن رديف شده اند. دو نادي (مسير انرژي) ديگر در دوسمت اين نادي اصلي قرار دارند که به صورت مارپيچ به دور سوشومنا مي پيچند و حاوي جريان هاي زندگي بخش هستند. يکي از آن ها به نام آيدا حاوي نيروي حياتي يا هستي پايين رونده و ديگري به نام پينگالا حاوي نيروي رواني يا هستي بالارونده است. محل تلاقي آيدا و پينگالا با نادي سوشومنا مکان چاکراهاي اصلي بدن است. نيروي حياتي توسط چاکراها جذب مي شود و اگر مسيرهاي نوراني مرتبط با هاله باز باشند، انرژي از تارهاي هاله اي عبور مي کند، بدن فيزيکي ما را در سلامت نگه مي دارد و تمام ابعاد انساني ما (بدن، روح و ذهن) را با هم ادغام مي کند. وقتي اين مجموعه کاملاً با زندگي هماهنگ باشد، خط مرکزي انرژي يعني سوشومنا از طريق ميدان هاله اي دقيقاً تا هستة زمين امتداد مي يابد و اين «بند ناف» ما با مادر زمين است.

 

ادامه مقاله را می توانید در مجله 103 مطالعه نمایید.

 

درباره ایران یوگا

پیشنهاد ما به شما

شاواسانا چیست ؟ 

شاواسانا و آدواسانا از وضعیتهای اصلی خوابیده و پایه انجام بسیاری از حرکات و آساناهای کلاسیک و بسیار مهم …

0 0 رای ها
Article Rating
اشتراک در
اطلاع از
guest

0 Comments
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها
0
افکار شما را دوست داریم، لطفا نظر دهید.x