آگاهی و یوگا

تفکر و خردورزی اعمال ارزشمندی هستند که همیشه به افراد در به کارگیری آن ها توصیه می شود. در مکاتب و اعتقادات مختلف صاحبان اندیشه را افرادی قابل احترام می دانند.

 

 

در این رابطه باید ارزیابی کنیم و ببینیم چگونه عمل تفکر بین افراد تفاوت ایجاد می کند و در عمل افرادی که خردمند و منطقی نام میگیرند چگونه رفتار میکنند. اصطلاح تفکر و خردوورزی در این دسته از افراد در حقیقت جایگزینی برای مفاهیم آگاهی و رفتار آگاهانه است. یکی از تعاریف علمی رفتار آگاهانه بدین صورت است: رفتار هدفداری که فرد در هنگام عمل به نحوه اجرا و همچنین به اثر و نتیجه آن رفتار توجه داشته باشد. یوگا چه نقشی در افزایش آگاهی دارد و آگاهی در حین انجام یوگا چگونه اثر آن را تغییر می دهد؟

ما در زندگی روزمره رفتار و اعمالی را بصورت خودکار انجام میدهیم که این رفتارها به مرور زمان بر اثر تکرار زیاد در حافظه ما نقش بسته اند و در حین اجرا به  اینکه چگونه و با چه کیفیتی این اعمال را انجام می دهیم، توجه نمی کنیم. به عنوان ساده ترین مثال ها می توان به دوچرخه سواری، رانندگی، آشپزی و … اشاره نمود. در روزهای اول که در حال آموختن آن ها بودیم زمان زیادی صرف میکردیم و حتی به قصد یادگیری بهتر آن ها را بخش بخش میکردیم و به هر بخش توجه کامل می نمودیم. بطور مثال در آموختن رانندگی از نحوه صحیح نشستن در پشت فرمان، تنظیم آینه و بستن کمربند که ساده ترین اعمال هستند شروع کردیم و با تمرین و تکرار هر آنچه  آموختیم به اعمال پیشرفته تری مانند رانندگی صحیح و سلامت در میادین با ترافیک سنگین  رسیدیم. و باز به مدد تکرار هر بخش و ذخیره شدن آن ها در حافظه کم کم این اعمال را سریع تر و بصورت خودکار پشت سر هم انجام دادیم و اکنون دیگر رانندگی را بصورت یک رفتار کلی میبینیم و دیگر حتی قادر نیستیم آن را به بخش های کوچک تر تقسیم کنیم و حتی دقت نمیکنیم هر بخش را چگونه انجام می دهیم.

در تعاملات اجتماعی نیز بسیاری از رفتارها و واکنش های ما در مقابل یکدیگر و حتی در مورد خودمان نیز بر اثر یادگیری و تکرار و بدون توجه به خوب یا بد بودن آن ها  و نتایجشان بطور نا خودآگاه شکل می گیرند و چون بدون توجه انجام می شوند چرخه های معیوبی را تشکیل می دهند که زمینه را برای تکرار آن ها ایجاد می کند. بطور مثال مادران بر اساس غریزه مادری از بدو تولد فرزندانشان سعی بر این دارند که تمام امکانات آسایش آن ها را فراهم نمایند، این رفتار در سال های اولیه زندگی کودک که هنوز ناتوان است برای ادامه حیات او لازم و ضروری است. با رشد کودک و تمایل او به مستقل شدن، مادران به گروه های مختلف تقسیم میشوند که دو گروه عمده آن ها به صورت زیر می باشند:

  • گروهی که با توجه کردن به تغییرات روزانه کودکانشان به مدد مطالعه و دریافت مشاوره از متخصصان در ارتقا و استقلال کودکانشان نقش موثر دارند و رفتارشان را بطور آگاهانه با توجه به نیاز هر دوره کودک تنظیم می کنند و نحوه واکنش و رفتارشان در مقابل فرزندشان را ارزیابی می کنند تا هر جا که نیاز است رفتار خود را تصحیح کنند. زیرا نتیجه رفتارشان برایشان مهم است.

 

  • گروهی که بدون توجه به تغییرات کودک همان رفتار های قبل را نا خوداگاه تکرار می کنند و آن ها را ادامه می دهند و بدون هیچگونه تغییر و ارزیابی و همچنین عدم توجه به نتیجه رفتار ها و واکنش هایشان خود را وارد یک چرخه معیوب می کنند. در نتیجه هم به خود و هم به فرزند خود نا خواسته آسیب می زنند.

مثال های بالا خود بیانگر نقش مهم آگاهی در زندگی را بطور خلاصه بیان می کنند. با توجه به اصل فلسفه یوگا که آموختن سالم زیستن و پرورش خویش است، می توان نتیجه گرفت که چقدر آگاهی نقش مهمی در یوگا دارد. بدین صورت که در هنگام انجام تمرینات یوگا، حضور آگاهی باعث می شود که تمرینات بطور صحیح آموخته شوند و بطور صحیح اجرا شوند که این خود باعث افزایش اثر یوگا می شود. در عین حال نیز یکی از خواص یوگا هدایت توجه از پیرامون به دنیای درون خویش است که خود عاملی بسیار موثر در افزایش تمرکز و در نتیجه افزایش سطح آگاهی است. در حقیقت بین یوگا و افزایش سطح آگاهی یک رابطه دو طرفه وجود دارد. در راستای این تقویت دو جانبه کم کم آگاهی در کل امور زندگی توسعه می یابد و باعث افزایش کارایی، کیفیت و نتیجه بخشی رفتار ها می شود.

 

 

شبنم نوری، (کارشناس ارشد روانشناسی بالینی، پژوهشگر و مربی یوگا)

درباره ایران یوگا

پیشنهاد ما به شما

مودرا

مودرا ها عبارتند از حرکات , وضعیت های بدنی و حالات روحی – جسمانی شناختی …

0 0 رای ها
Article Rating
اشتراک در
اطلاع از
guest
0 Comments
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها
0
افکار شما را دوست داریم، لطفا نظر دهید.x
()
x